تعلیم وتربیت از دیدگاه شهید مرتضی مطهری اندیشه‏های شهید مطهری باید به عنوان مبنای مواجهه

علمی با افکار وارداتی جدید و دستیابی به نوآوریهای علمی در عرصه معارف دینی مورد توجه قرار گیرد.

 بررسی اندیشه و آرارای آیت الله شهید مطهری و تأثیر آن در شکل‏گیری مبانی فکری انقلاب اسلامی و

تجلیل از شخصیت کم نظیر ایشان هم، مورد نیاز جوامع اسلامی و هم ادای بخشی از وظیفه

 حق‏شناسی نسبت به اندیشمندان و فرزانگان انقلاب اسلامی است. شهید مطهری، با ایمان، علم و

اعتماد به نفس والای خود و همچنین ادب و انصاف علمی در آن سالها شجاعانه وارد میدان شد و با یک

مواجهه صحیح و علمی در مقابل تفکرات مارکسیستی و لیبرالیستی، توانست چهره روشن و نابی از

تفکت اسلامی ارائه دهد و جریان روشنفکری اسلامی صحیحی را پایه گذاری نماید که در واقع مبنای

 بخشی عمده از جریان فکری انقلاب اسلامی شد.» رهبر معظم انقلاب در پیام خود ضمن اشاره به این

 نکته که تا کنون تعریف جامعی از هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری ارئه نشده است، آورده‏اند:

 «مرحوم مطهری با قوت فکری و اندیشه صائب خود وارد میدان‏هایی شد که تا آن زمان هیچ کس در

زمینه مسایل اسلامی وارد آن نشده بود». در این مراسم سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهوری در

 سخنانی، ضمن برشمردن برخی از وجوه شخصیتی و اخلاقی استاد شهید مطهری گفت: «مطهری مرد

 میدان گفتگو بود، آن هم نه تنها در درون مرزهای سنت و فکر اسلامی که با همه ارباب ملل و نحل، آن

 هم نه به قصد سرکوب و ارعاب دشمنان، بلکه برای گسترش میدان فهم و خرد خود و مردمان دیگر.» در

 این همایش جهانی، نشست‏های دوازده‏گانه با موضوعات زیر برگزار شد: ـ تفکر خلاق ـ دین، آزادی و آزاد

 اندیشی ـ نوآوری‏های فلسفی استادمطهری ـ دین، زن و حقوق زنان ـ شخصیت‏شناسی مطهری ـ دین،

 آزادی اندیشه و احیای تفکر دینی ـ گفتگوی میان ادیان ـ راهی به سوی تجدید فکر دینی ـ مطهری و

مطالعات تطبیقی علم جدید ـ دین و اخلاق ـ اندیشه‏های کلامی و دینی استاد مطهری ـ دین، حقوق

 بشر و اندیشه‏های سیاسی ـ اجتماعی استاد مطهری ـ دین و تکثرگرایی دینی در ادامه خلاصه‏ای از

 برخی عناوین مقالات این همایش را مرور می‏کنیم: نوآوری ‏ها و روش‏های فلسفی و کلامی استاد

مطهری حرکت و زمان از موضوعات گسترده‏ای است که مورد بحث و جست و جوی برخی حکما و فلاسفه

 قرار گرفته است. در همین راستا آیت الله سیدحسن مصطفوی استاد و رئیس گروه فلسفه دانشگاه امام

 صادق(ع) بعد از پرداخت به این مسئله که حکمای اقدم، زمان را جوهری سیال و ازلی و حتی واجب

 الوجود دانسته‏اند، گفت بعضی آن را موهوم و غیرواقعی و نیز متکلمین آن را امری نسبی و محققین

 حکمای اسلامی آن را مقدور حرکت و صغیه و یا جوهریه می‏دانند، وی سپس به نوآوری آرا و تحقیقات

مهم استاد مطهری در این زمینه می‏پردازد. دکتر مهدی گلشنی استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، برخورد عمیق و فیلسوفانه استاد مطهری با علوم جدید را

می‏ستاید و در فرازی از مقاله خویش چنین می‏آورد: «استاد مطهری با علوم جدید با دیدی باز و خالی از

تعصب برخورد می‏کردند. ایشان به نظریه‏هایی که با خلقت جهان انسان سر و کار داشت اعتنای تمام

داشتند. استدلال آوری صحیح و متین او چنان متقن بود که برای غیرمسلمان هم قابل درک و قبول بود. او

در مقام استدلال با مسئله خلقت انسان، روح یا علیت، با قوت تمام علمی پیش رفته است.» دکتر

 غلامعلی حداد عادل استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی مقاله خود را با

عنوان «مطهری و فلسفه تطبیقی در ایران معاصر» ارایه کرد. او مطهری را در تطبیق فلسفه اسلامی با

فلسفه جدید غربی کم نظیر دانست و گستردگی تحقیقات او را ستود. تحقیقاتی که بیشتر برای افرادی بود که

 تحت تأثیر تبلیغات مارکسیستی و کمونیستی، ماتریالیسم دیالکتیک را فلسفه علمی و یگانه فلسفه

 معتبر جهان می‏شناختند. دکتر حداد عادل افزود: «باید مطهری را به سان فیلسوفانی چون هیوم، کانت

 و هگل، راهگشای فلسفه تطبیقی دانست». وی در این زمینه شرح مبسوط منظومه را در شمار

فعالیت‏های کاربردی فلسفه تطبیقی او قلمداد کرد. تلقی ناردست جامعه علمی غرب از فلسفه اسلامی

 باعث شده است که آنان این علم دقیق و راهگشا را در متافیزیک ارسطویی ـ افلاطونی ـ که به نوعی با

سلیقه‏ها و تزوقهای دین آمیخته است ـ منحصر دانند مقاله «مطهری، نمایشگر جامعیت و توانمندی‏های

فلسفه اسلامی» از دکتر حسین غفاری، استادیار دانشگاه تهران است. وی با درک دقیق از این تلقی

 ناقص، نقش اساسی استاد مطهری را در تبیین صحیح فلسفه اسلامی و درک عمیق وی در بزنگاه‏های

 علمی، کاویده است که درصدد برآمد تا اصالت فلسفه اسلامی را به آن بازگرداند. نویسنده در صدد است

 تا تبیین کند فلسفه اسلامی در علایق سنتی کلام قرون وسطایی تنیده نیست، او کوشیده است در

 این مقال اثر گذاری شهید مطهری را با طرح مباحث تطبیقی میان اندیشه غربی و فلسفه اسلامی

 ترسیم کند و بفهماند این علم گرانمایه دارای نیروی قوی علمی است که بدون تمسک برآن گره‏های کور

 معرفت‏شناسی گشوده نگردد. اتهام اصلی بر فلسفه اسلامی ناکارآمدی آن در زندگی آدمی است و

دین نیز بنهاده در گوشه‏ای که متعلق به دوران گذشته است به راستی در این جرگه وظیفه و تکلیف یک

 فیلسوف اسلامی چیست؟ با نظری اجمالی بر آثار مطهری درمی‏یابیم که استاد در پس تدریس‏ها و

نوشته‏های فلسفی خود، آبستن دغدغه‏های شگرف‏تر، ملموس‏تر و نزدیک‏تر به عرصه زندگی آدمیان

 است. از این رو چرخه محتوایی کتابها و مقالات علمی او را بر محورهایی می‏بینیم که در زندگی آن روز

 جامعه مهم و روزآمد بوده است. او در مقطعی از زمان حقوق زن را درمی‏کاود، و در زمانی به هنر و

سینما و سیاست و در مقطعی دیگر به علم و ایمان و فطرت و دردهای جامعه مارکسیستی و

ناسیونالیستی و... می‏پردازد. و درصدد برمی‏آید فاصله میان فلسفه را از اعتقادات افراد و زندگی روزمره

 آنان کم کند. «علم کلام و فلسفه اسلامی معاصر با تأکید بر آرای فلسفی شهید مطهری» عنوان

مقاله‏ای است از دکتر رضا داوری اردکانی استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان علوم جمهوری

اسلامی ایران. او این دغدغه‏های اصیل را از نگاه شهید مطهری بررسی می‏کند. او می‏خواهد نشان دهد

 که ثمره فعالیت‏های فلسفی استاد دست کم به مقصد اثبات سازگاری دین با همه ارزش‏های مقبول

 جامعه بشری نزدیک شده است. بر همین اساس می‏پرسد آیا این فیلسوف از قلمرو فلسفه به وادی

 علم کلام وارد شده است؟ آیا او یک متکلم است؟ با توجه به این که کار کلامی او با ماهیت کلام سابق

متفاوت است، کلامی که آورده است چگونه کلامی است؟ نوآوری دیگر کلامی مطهری در مبحث عدل

 الهی است. در این مقاله دکتر غلامرضا اعوانی استاد دانشگاه شهید بهشتی و رئیس موسسه حکمت

 و فلسفه ایران به بحث عدل الهی از دیدگاه شهید مطهری می‏پردازد. و آن را در تاریخ اندیشه بشری

 مسئله‏ای پرنزاع می‏خواند. او با بررسی اجمالی سیر تاریخی مبحث عدل الهی نزد فیلسوفان و

متفکران، نظریه شهید مطهری را در کتاب عدل الهی بررسی کرده، خصوصیات روش ایشان را که توأم با

 نوآوری است، تحلیل می‏کند. به راستی مطهری فردی دلسوز و دردمند بود و به جامعه دینی و بشری با

 دیدی عالمانه و شگرف می‏نگریست. بی‏شک می‏توان گفت، او بر مسئله اندوه که تمام وسعت زندگی

 بشر را فرا گرفته است، نگاهی ویژه داشت تا آنجا که خانم دکتر نایلا سلیمانوا، استادیار دانشگاه خزر از

آذربایجان این ویژگی انسان دوستانه را در لابه‏لای نوشته‏هایش دریافته و در جست و جوی نگاه پنهان او

 به دردها، آلام و رنجهای بشری می‏پردازد. نمونه آن، کتاب «انسان کامل» است که در آن به مسئله

اندوه پرداخته شده است؛ از این رو، خانم نایلا در مقاله خود با عنوان «نگرشی بر مسئله اندوه از دیدگاه

 استاد مطهری» می‏گوید: در نگاه مطهری، انسان بدون اخلاق مثل حیوان است و شخصیت آدمی فقط با

 اصول اخلاقی‏اش معنا می‏یابد. معیار حقیقی انسان بودن، داشتن اندوه و درد متعالی است. تمام

موجودات زنده، رنجهای مشترک دارند و درد اصلی انسان در این زندگی زودگذر و در حقیقت توجیه حیات

و زندگی او، فقط یافتن راهی است که آدمی را به ابدیت هدایت می‏کند و اندوه اصلی همین است. جناب

 پرفسور عبدالواحد شمال اف، استاد فلسفه پژوهشگاه فلسفه حقوق آکادمی علوم تاجیکستان مقاله 

 را با عنوان «ماهیت فلسفی ـ مذهبی استاد مطهری» طرح کرد. او از دریچه ماهیت فلسفی ـمذ هبی، نقش

 استاد مطهری را در تبیین مباحث اساسی می‏داند و درمی‏یابد اندیشه‏های پرفروغ این بزرگ مرد بر

اساس عقل و دانش است و در حقیقت به خاطر دفاع از دین اسلام است که در همه عرصه‏هایی که

شبهاتی نسبت به دین مطرح بوده حضور می‏یابد. وی مطهری را در حکمت نظری، جانب دار سومین اصل

 فلسفه اسلامی می‏داند که پایه گذار آن ملاصدرا است و به عنوان حکمت متعالیه مشهور است. وی

معتقد است، اهمیت اندیشه‏های استاد مطهری در این است که الاهیات را در دو فصل جدید ازعلوم

 طبیعیات آزاد کرده و مقابل حمله متجددان، حکمت سنتی را از گزند تهاجم آنان مصون می‏دارد. قدرت

نقادی فیلسوفانه از دیگر امتیازات استاد مطهری است که نشان‏گر آگاهی وسیع او در فلسفه کلاسیک و

فلسفه نوین است. از این رو خانم پرفسور وجیه قانصو استاد دانشگاه لبنان در مقاله خود با عنوان

«شهید مطهری و فلسفه غرب» می‏خواهد به چند پرسش اساسی پاسخ دهد؛ ـ میزان درک مطهری از

واژه‏های افکار غربی چقدر است؟ ـ آیا او به جزء جزء افکار فلسفه غرب شناخت واقعی دارد؟ ـ آیا مطهری

 امکانات جدید فلسفه غرب را به کار گرفته است و اشکالات آن را وارد فلسفه اسلامی کرده است؟ در

این مقاله سعی شده است کیفیت حضور افکار غربی در آگاهی و شناخت مطهری و کیفیت حضور

مطهری در حرکت فلسفه غرب مورد بررسی قرار گیرد. دین، آزادی، آزاد اندیشی و احیای تفکر دینی چالشی که در

فضای فکری دینی پدید آمده، زندگی دینی سنتی را با سؤالاتی مواجه کرده است که پاسخ به آن بسیار

مهم و حیاتی است و سوال از چگونگی دینداری در دنیای جدید اندیشه متفکران را به خود جلب کرده

است. مقاله «اسلام و دنیای متجدد؛ با الهام از اندیشه‏های استاد مطهری» از دکتر علی اصغر خندان

عضو هیئت علمی و مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) ناظر بر همین مباحث است. وی

در پژوهش خود چند محور کلیدی را بررسی می‏کند. 1. شناخت نسبت و تجدد 2. شناخت تعارض‏های آن

 دو 3. نقد سنت و تجدد 4. نظریه‏پردازی بر اساس جمع این دو مقوله در حیات دینی. اخلاق و آزادی دو

مفهومی است که می‏توان آن دو را به لحاظ معرفت‏شناسی بررسی کرد و رابطه میان آن دو را جست.

شهید مطهری که در عرصه‏های علمی ـ دینی نقش خود را به درستی ایفا کرده، در این مقولات نیز افراد

محقق را به خود جلب کرده است. مقاله «رابطه آزادی و اخلاق» از شریف لک زایی ناظر بر همین است

 که به این دو مفهوم با تأکید بر اندیشه‏های شهید مطهری پرداخته است. او آزادی و اخلاق را در مقابل و

ضد هم نمی‏داند و اساسا آزادی را فضیلتی اخلاقی قلمداد می‏کند و آن را بر اخلاق مقدم می‏داند.

«احیای تفکر دینی: اجتهاد و ارزیابی مجدد متون کلاسیک در دوران جدید با تکیه بر آرای شهید مطهری

نام مقاله‏ای است از دکتر لیاکات تکیم استاد دانشگاه دنور آمریکا که به بررسی براهین اصلاح‏گران

گوناگون معاصر مسلمان و ارزیابی مجدد نهادهای فقهی سنتی می‏پردازد و با توسل به اصول

هرمنوتیکی مختلف از جمله مصلحت، اجتهاد و... افکار مطهری را بازکاوی می‏کند. در این مقاله سعی

شده است نقش مطهری در تأثیرگذاری بر موضوعاتی مثل حقوق بشر، آزادی بیان در شریعت اسلام و...

 بیان شود. دکتر اندروگاستافسون، استادیار فلسفه دانشگاه مینه سوتا از آمریکا اصول آزادی‏های

شخصی جان استیوارت میل را بررسی کرده است و نقش تبلیغات و اثرگذاری آن بر تصور جامعه چون

شعر، هنر و دین و نقش مثبت دین را در حمایت از آموزش و عادات اخلاقی خوب از نگاه و اندیشه

استیوارت میل می‏نمایاند. او نقادی مطهری از ماتریالیسم را کاملاً شبیه انتقاداتی از فرهنگ مصرفی

می‏داند. یعنی دقیقا همان چیزی که از تفکر مسیحی جان استیوارت میل دریافت می‏شود. بحث از

عقلانیت اسلامی بحثی کارآمد است که تفاوت آن با عقل گرایی غربی بسیار است. مقاله «ویژگیهای

 اصلی عقلانیت اسلامی» از دکتر ابوالفضل عزتی استاد دانشگاه و سرپرست بخش دانشگاهی کالج

اسلامی لندن است که این تفاوت را از جهت‏های مختلف و متعدد مثل تاریخ، فلسفه، کاربرد توجیه،

منابع، تعریف، مبانی نتایج و... نشان می‏دهد. پرفسور مظفر اقبال استاد دانشگاه واترلو و رئیس مرکز

«اسلام و علم» کانادا مقاله خود را با عنوان «دیدگاه اسلام درباره آزادی فکری و هرج و مرج فکری» طرح

کرد. وی اعتقاد دارد که شرایط فکری فعلی، مسئله آزادی در اسلام را بسیار مبهم تعریف کرده است. او

در صدد برآمده تا اصول آزادی بیان را در تفکر اسلامی به نحو دقیق بیان دارد و شکلی از مفاهیم آزادی که

 اکنون از آن بحث می‏شود را نشان دهد و ثابت کند که آزادی حاکم بر جوامع غربی، آزادی به معنای دقیق

کلمه نیست بلکه هرج و مرج فکری است. اندیشه‏های قرآنی و فقهی و تربیتی تبحر مطهری در حوزه‏های

 فلسفی نباید توانمندی او را در عرصه‏های فقهی مغفول نهد. به همین خاطر دکتر علی مطهری عضو

هیئت علمی دانشگاه تهران در مقاله خود با طرح «مسائل فقهی در آثار شهید مطهری» سعی کرده

است، مقام فقهی او را که تا حدودی از نظرها دورمانده برجسته نماید و روش فقهی او را که به نوعی

مثل روش مرحوم آیت الله بروجردی و امام خمینی است بررسی کند. قرآن پژوهی، جزیی دیگر از

فعالیت‏های علمی شهید مطهری است. در این زمینه نادعلی عاشوری تلوکی استاد و عضو هیئت

علمی دانشگاه نجف‏آباد مقاله‏ای با عنوان «فعالیت‏ها و دیدگاه‏های قرآنی استاد مطهری» ارائه کرده و در

آن به بخشی از علوم قرآنی یعنی تفسیر و شیوه تفسیری استاد مطهری پرداخته است. مقاله

«نکته‏های تربیتی در آرای شهید مطهری» از دکتر علی شریعتمداری استاد دانشگاه تهران نظریات تربیتی

 شهید مطهری را کاویده و کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» را که حاوی مطالب تربیتی است بررسی

 می‏کند. مطهری آموزش را با روش تربیتی خاص ارائه شده، طرح می‏کند همان کاستیی که در نهادهای

آموزشی ما موجود است و به نوعی با مقوله تربیت بی‏ارتباط یا کم ارتباط است. دکتر شریعتمداری

سعی کرده است، این نقیصه و خلا را که مورد نظر شهید مطهری نیز بوده و در مراکز آموزشی ما نیز

احساس می‏شود، بیان کند. مقاله «دین و تربیت در افکار شهید مطهری» از حجت الاسلام و المسلمین

 الشیخ علی عبدالله سنان، محقق، مؤلف و مدیر تعلیم دینی اسلامی لبنان است که در چند محور

تنظیم شده است. 1. منابع و ابعاد تربیت دینی 2. کارآیی تربیت در فرد و جامعه 3. چارچوب تربیت دینی 4

 عوامل موثر در تربیت 5. رابطه تنگاتنگ دین و تربیت 6. شیوه‏های تربیت در قرآن و سنت 7. الگوی

تشخیص انسانی در تربیت اسلامی تربیت اسلامی اساسا جزو دغدغه‏های مهم استاد بوده است را به

همین خاطر نگاهی وسیع به این بعد دین داشته است. اندیشه ‏های سیاسی ـ اجتماعی مطهری

مطهری در حوزه فعالیت‏های علمی‏اش مباحثی را پی می‏گیرد که می‏توان آن را در شمار فعالیت‏هایی

دانست که بر دین، فلسفه و ارتباطات ناظر است. از این رو؛ دکتر حمید مولانا استاد و رئیس بخش

برنامه‏های ارتباط بین‏الملل دانشگاه امریکن واشنگتن در مقاله خود «فلسفه ارتباطات اسلامی از دیدگاه

شهید مطهری» درصدد است نشان دهد، حوزه ارتباطات و روابط اسلامی در آثار مطهری به عنوان یک

 مجموعه منسجم و مستحکم است. او در توجیه پرداختن به این مسئله می‏گوید: «آنچه باعث جلب

توجه من به فلسفه ارتباطات و روابط اسلامی از دیدگاه مطهری می‏شود، حس و امیدی است که همراه

با پیوند تشکلهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فناوری، حدود حوزه‏ها را در جوامع اسلامی

 و در محیط جهانی تعیین می‏کند». دکتر محمد مشکات عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در مقاله

خود با عنوان «دین و مردم سالاری در بنیادهای اندیشه استاد مطهری» به مولفه‏های آزادی، عدالت، معنویت،

 حاکمیت مردم، حاکمیت قانون، حقوق بشر، قانون شهروند و... از دیدگاه مطهری پرداخته است. دکتر

 حسن خجسته عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیما و معاون صدا در سازمان صدا و سیما مقاله خود

 را با عنوان «روش‏شناسی شهید مطهری در بررسی مسائل زنان» پی می‏گیرد که در آن ویژگی‏های

 حقوقی طراحی شده از سوی شهید مطهری را چنین ترسیم می‏کند: 1. برابری خلقت انسان‏ها در

 نوع 2. تفاوت انسان‏ها در جنسیت 3.اصالت نظام خانواده دکتر لیندا کلارک، استادیار دانشگاه کونکوردیای

 کانادا در مقاله خود «آیت الله مطهری و زنان؛ بازسازی مبناگرایی آزاد» دیدگاه‏های وی را درباره زنان به

 

خصوص در مورد جنبش آزادی زنان در محیط بررسی می‏کند و معتقد است با وجود محدودیت‏ها موضع

مطهری باز و مترقی بوده است. دکتر عبدالرئوف فضل الله محقق و دبیر کل مجمع فرهنگی عربی از لبنان

مقاله خود را با عنوان «زن و حقوق زن از دیدگاه اسلامی با تأکید بر آرای استاد مطهری» چند محور

 اساسی را می‏کاود: 1. زن در عصر بربریت 2. زن در عصر تمدن‏های بابل، مصر و رومانی 3. زن در دین

مسیحی و یهودی 4. زن در جزیرة‏العرب قبل از اسلام دکتر توشیوکورودا، استاد دانشگاه بین المللی ژاپن

 و رئیس انجمن مطالعات فرهنگی منطقه‏ای از ژاپن مقاله خود را با عنوان «دموکراسی در اسلام و

مقایسه با دموکراسی غربی با تأکید بر اندیشه‏های آیت الله مطهری» با نگاهی عمیق به دموکراسی

غرب و اسلام این موضوع را بررسی می‏کند. او مبانی وجودشناسی دموکراسی اسلامی را با

دموکراسی غرب متفاوت می‏داند و معتقد است، عامل کلیدی این تفاوت مفهوم توحید در اسلام است.

 زیرا توحید اصل اساسی برای درک همه چیز بر اساس وحدانیت است. روز چهارم این همایش با

سخنرانی آیت الله جوادی آملی در قم ادامه یافت. ایشان طی سخنانی اساس پایه‏گذاری هر مکتبی را

 مبتنی بر فکر و عقل و اعتبار آن را در گرو پیش فرض اصول متعارفه دانست. وی در خصوص اسلامی کردن

 دانشگاه‏ها افزود: «جداسازی کلاس دختران و پسران، مسلمان پروری است اما آنچه دانشگاه‏های ما را

 اسلامی می‏کند ارائه علوم اسلامی به نحو علمی و عقلی است». ایشان درباره حوزه اعتبار عقل

گفت: «خدای سبحان به عقل بها داده و به حجتش حرمت نهاده و در مقام نعل و نه در مقام ذات و صفات

 خود را درگیر کرده است «لایسئل عما یفعل و هم یسئلون» آیت الله جوادی آملی در خصوص شخصیت علمی

شهید مطهری افزود: «مطهری محرری توانا بود، محرر کسی است که دست و بال بحث را باز می‏کند که

باید در وهله نخست، خود فردی آزاد باشد». حجت الاسلام والمسلمین حسینی بوشهری مدیر حوزه

علمیه قم، سخنران دیگر این همایش بود، وی روحانیت را در مرحله نخست عهده‏دار مدیریت فکری جامعه

 دانست و شهید مطهری را به عنوان نمونه بارز روحانیت، حامل قدرتی روحی و علمی معرفی کرد که به

رسالت سترگ خود جامه عمل پوشانده است. وی او را پایبند به مبانی مکتب اسلام و دارای جامعیت

علمی، آفاق فکری برون حوزوی، صاحب تفکری وسیع و منضبط خواند.

 

منبع http://moalem-ss73.blogfa.com/post-1.aspx

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()
 

 

شرح مختصر زندگانی شهید مطهری ( رضوان الله تعالی علیه)


استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان  واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.

پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی

کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند. گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.

منبعhttp://moalem-ss73.blogfa.com/post-4.aspx

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()

                               


                                          در جوهره خود کم و کم سوخت معلم

                                           تادرس محبت به من اموخت معلم

                                            درمکتب او تاک به افلاک رساندیم

                                           نزدیک تر از هر کس و هر دوست معلم

                                          عاشق شدنو ماندن در حس جوانی

                                           با تیر بر دلمان دوخت معلم

                                          از نقش زدن با قلمی بردل دیوار

                                         نوری از حقیقت به دل افروخت معلم

                                        این شعر وقلم نیست سزاوار سپاسش

                                       والاتراز این شعر زمان اوست معلم

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()

اکنون که ضرورت بهره گیری از همه ظرفیتها و منابع برای تعمیم فعالیتهاو اهداف پرورشی بیش از پیش آشکار شده است دراین یادداشت به چگونگی ایفای نقش تربیتی معلم می‏پردازیم. اگر قرار بود معلم به کار تربیتی بپردازد یک امر تفکیکی تلقی می شد یعنی بعد از فراغت ازکار آموزش، مقداری هم برای کار پرورشی وقت صرف کند!این روش از یکطرف منجر به تلقی دوگانه از تعلیم و تربیت می‏شد و از طرفی دیگر به معنی بی هدف و بی آرمان بودن فعالیتهای آموزشی بود. تعبیر «نقش تربیتی معلم» که در امتداد طرح تعمیم فعالیتهای پرورشی مطرح گردیده است مفهوم تلفیق را نیز در بطن خود بهمراه دارد. یعنی معلم در همان ساعاتی که به فعالیت آموزشی اشتغال دارد به دلیل رعایت برخی ملاحظات، نقش تربیتی نیز ایفا می کند در این صورت آن علمی که دانش آموز به کمک معلم به آن دست می یابد تبدیل به حجاب نمی شود و غرور و جهل مرکب را دامن نمی‏زند. (رب عالم قتله علمه) بلکه تبدیل به نوری می شود که در قلب و مرکز وجود دانش آموز قرار می گیرد و او را از ظلمات جهل خارج می سازد (العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء).ایفای نقش تربیتی توسط معلم به «پیش نیازهایی» احتیاج دارد که اگر مورد توجه قرار نگیرد نقش تربیتی یاد شده، موثر نخواهد بود .
 پیش نیاز
1-معلم برای رسیدن به مقبولیت نزد دانش آموز تلاش می کند.
2- با محبت، صداقت و شفقت نسبت به دانش آموز ، معلم به مقبولیت و محبوبیت می رسد.
3- معلم مراقبت می کند که به مقبولیتش آسیب وارد نشود.
4- معلم خود عامل بوده و ترجمان آموزه های دینی (خصوصا اگرمعلم دینی باشد) می شود
5- معلم باید ازمعرفت نسبی در مورد انسان‏شناسی و راههای اقبال قلوب و ایجاد رغبت درمتعلم، برخوردار باشد و با مخاطب شناسی صحیح نسبت به خود اعتمادسازی نماید.
6-  معلم به زمینه سازی برای ورزیدگی سمعی و بصری و افزایش دقت (در حواس عامل دریافت پیام ) دانش آموزان همت می گمارد.

7-معلم به تک تک دانش آموزان اعتنا می کند و به تشخص طلبی آنان و حفظ کرامتشان توجه دارد.
 راهبردها
1- درک صحیح معلم نسبت به فلسفه تعلیم و تربیت و پرهیز ازحل فوری مسئله برای دانش آموز –( تولیدعلم از طریق جهد وتلاش دانش آموز برای کشف مجهول حاصل می شود نه عرضه معلومات معلم به متعلم.)
2-  فرصت سازی و فضاسازی برای رویش توانمندیهای متعلم از طریق قراردادن وی در شرایط نیاز و اضطرار و سپس تفکر – زحمت و تلاش برای گره گشایی و کشف مجهول (آب کم جو تشنگی آور بدست...)
راهکارها
1-تقلیل روشهای دارای مخاطب عام و بهره گیری از ارتباطات چهره به چهره با دانش آموزان
2- توجه به روشهای غیر مستقیم درارسال پیام برای دانش آموز مثل نگاه – رفتار و سایر روشهای غیرگفتاری
3- بهره گیری از ظرفیت و  انرژی دانش آموزان برای پیشبرد دسته جمعی امور کلاس و درس
4-  تشکیل گروههای مباحثه درسی و رعایت ملاحظات تربیتی در تعیین ترکیب گروههای مذکور و بهره گیری از ارشدهای مقبول دانش آموزان
5-  حرکت به سوی نقطه حیرت و شگفتی در آفرینش به تناسب موضوع هر یک از درسها و توقف و تامل و اعطاء مجال تفکر در نقطه حیرت، به دانش آموزان
6- تعیین چند دقیقه فرصت غیررسمی در هر یک از کلاسهای درس برای اینکه ساعت رسمی را دانش آموزان جدی بگیرند و معلم نیز از ساعات رسمی بهره بیشتر ببرد.
7-  استفاده از روش طرح سئوال یا معرفی مجهول و تشویق دانش آموزان به تلاش و زحمت فردی و گروهی برای کشف مجهول یا تهیه پاسخ سئوال 8- بهره گیری از فرصتهای بازدید ومشاهده توسط دانش آموزان و حضور آنها در محیطهای مربوط به موضوع درس و تحقیقهای کتابخانه‏ای یا میدانی، بطور  جمعی یا گروههای مباحثه پیرامون درس.
9- لحاظ نمودن عنصر اختیار و انتخاب برای دانش آموزان در حد میسور، پیرامون روند تحصیل و یا تحقیق مربوط به محتوای کتاب درس با هدف ایجاد رغبت و انگیزه برای یادگیری
10-  تکریم دانش آموز در مقابل سعی تحصیلی (و نه فقط نتیجه) و همچنین در قبال پیشرفتهای علمی (و نه صرفا حفظ مطالب)
11-تغافل از برخی رفتارهای دانش آموز که به اقتضای سن او صورت می گیرد و از نظر برخی بزرگسالان غیرمتعارف به نظر می رسد.
12- ارائه فرصت ایفای نقش معلمی به دانش آموزان برجسته علمی در کلاسهای تقویتی یا کلاس پایه های پایین‏تر از پایه تحصیلی وی

آسیب شناسی (امور سلبی در ایفای نقش تربیتی معلم)
1- مقایسه دانش آموز بادانش آموز غیر همتراز
2-  ملامت و سرزنش دانش آموز در حضور دیگران 
3- تولید اضطراب و استرس در دانش آموز بخاطر امتحان یا نمره و...
4-تحقیر دانش آموز
5- تبعیض در محبت به دانش آموزان
6- آموزش ونمره محوری محض درنگرش معلم و غفلت از سایر ظرفیتهای وجودی موثر در شخصیت دانش آموز
7-آموزش و نمره محوری محض در نگرش مدیر مدرسه در ارزیابی معلم
8- یاد بودن تعداد دانش آموزان کلاس و محروم شدن بعضی از دانش آموزان از توجه و اعتنای معلم
 9- فقدان وزانت و متانت در پوشش یا رفتار و کلام برخی معلمان10-  کم بودن آستانه تحمل برخی معلمان و واکنش شتابزده در برابر پاره‏ای رفتارهای دانش آموز که به اقتضای سن او صورت می گیرد.

 چگونگی اقدام اجرایی الف – در کوتاه مدت
1-  آموزشهای غیر حضوری از طریق کتاب و جزوه آموزشی و یا بسته های سمعی و بصری
2- مسابقات کتابخوانی تخصصی و پیش بینی عوامل تشویقی برای معلمان
 3-  بهره گیری از معلمان پیشکسوت برای آغاز همکاری و ترغیب سایر معلمان
4- برگزاری همایشهای توجیهی برای نماینده معلمان
5-  بهره گیری از معلمان عضو بسیج فرهنگیان بعنوان نیروهای پیشگام در طرح تعمیم
6-  استفاده از ظرفیت رسانه ملی یا شبکه های استانی و برنامه سازی ویژه ایفای نقش تربیتی معلمان و تهیه گزارشهای مصور ازمعلمان موفق در این زمینه
7-  تعریف آموزشهای ضمن خدمت حضوری (بعنوان آخرین گزینه) با روش کارگاهی و مشاهده روشهای موثر و موفق برای معلمان.
 ب – در دراز مدت
1- بازنگری در روش گزینش و انتخاب معلمان با هدف تعمیم
 2- برنامه ریزی و اتخاذ تدابیر مناسب برای لحاظ شدن برنامه ها و روشهای تربیت معلم در مراکز تربیت معلم
3- تحول اساسی در سرفصلهای آموزش دوره های تربیت معلم با هدف تعمیم

 4- لحاظ نمودن شرایط ترجیحی فارغ التحصیلان دبیرستانهای شبانه روزی در راهیابی به مراکز تربیت معلم و دراین صورت اتخاذ تدابیر تربیتی ویژه از سال اول دبیرستان برای دانش آموزان دبیرستانهای یاد شده
5- تجدید نظر اساسی در شاخصهای ارزیابی معلمان بر اساس اهداف تعمیم و تلفیق و ملاحظات تربیت دینی.

 

منبع http://www.aga.blogfa.com/post-100.aspx

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()
نقش تربیتی معلم از دیدگاه فلاسفه و مربیان بزرگ

علی پورعلیرضا توتکله - کارشناس ارشد برنامه‌ریزی درسی

 

 

نقش معلم


از میان تمامی عوامل آموزشی و تربیتی، نقش معلم به‌عنوان مهمترین عامل نظام تعلیم و تربیت، جایگاه و اهمیت بسزایی دارد. معلم در رشد و پرورش دانش‌آموزان، نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. تمامی فعالیت‌های معلم، مانند شناخت فرآیند رشد کودکان و نوجوانان، شیوه‌های تدریس و علاقه‌مندی به رشته تدریس خود، از عواملی هستند که در آموزش و پرورش دانش‌آموزان، دخالت زیادی دارند. معلمانی که در تدریس خود از شیوه‌های متعددی استفاده می‌کنند، بر محتوای رشته تدریس خود تسلط دارند و به کار خود عشق می‌ورزند، اغلب دانش‌آموزانی توانا و خلاق پرورش می‌دهند. معلم برای کسب موفقیت در تدریس، باید از نظریه‌های نوین آموزشی و روانشناسی آگاهی و اطلاعات لازم و کافی داشته باشد. روش تدریس معلم باید با اصول و اهداف آموزش و پرورش و ویژگی‌های شخصیتی دانش‌آموزان هماهنگ باشد، تا بتواند ضمن جهت دادن به فعالیت‌های تربیتی و آموزشی خود، شاگردان را به سوی اهداف تعلیم و تربیت هدایت و راهنمایی کند. فراگیرندگان در هر یک از دوره‌های آموزشی نیازهای ویژه‌ای دارند. بنابراین آشنایی مربیان و معلمان با خصوصیات رشد و نیازهای دانش‌آموزان در هر یک دوره‌ها تحصیلی می‌تواند در پیشرفت یادگیری و رشد و تکامل شخصیت آنها مؤثر باشد.

 

 

منبع مطلب:http://tts902.blogfa.com/post-635.aspx
نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()

قرآن کریم به عنوان چراغ پر فروغ و سراج وهاج که کاملترین برنامه و قوانین را برای سعادت بشر دارد در آیات نورانیش مکتب تعلیم و تربیت اسلامی را به زیبائی هرچه تمام ترسیم نموده است و خداوند را به عنوان اولین معلم بشر معرفی نموده که به پیامبرش در آغاز بعثت فرمود: ( اقراء باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم) (سوره علق) و اینچنین مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به عنوان مکتبی ممتاز، مستقل و با مبانی و اصول مشخص پدیدار گردید که در این مکتب علم و دانش، معلم و متعلم (شاگرد و مربی) و مدرسه و مکتب خانه از جایگاه بسیار ارزشمند و رفیعی برخوردارند. ما در این مقاله علاوه بر نگرشی کلی به مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به جایگاه معلم و رسالت معلم و ویژگی های یک معلم از منظر آیات وحیانی قرآن کریم و روایات نورانی حضرات معصومین (علیهم السلام) پرداخته ایم و رسالت یک معلم قرآنی را همان رسالت خداوند و رسالت رسولان الهی در هدایت، سرپرستی و خروج از ظلمات به سوی نور و رشد و کمال بخشی انسان به قرب حضرت حق دانسته ایم .

 

 

(لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) (آل عمران/ آیه 461)

کلمات رب، ربنا، ربکم، ربک، ربه، ربها، ربهم، ربی، ربهما، ربکما که در قرآن کریم آمده است بیانگر ربوبیت ذات مقدس احدیت می باشد و اصل رب تربیت است و آن عبارت از ایجاد شیء است تا به تدریج او را به مقصد کمال و تمام رهنمون سازد. با توجه به همین جایگاه تعلیم و تربیت است که هدف از بعثت پیامبران تعلیم کتاب و حکمت و پرورش و تصفیه روح از ناخالصی ها معرفی شده است و در کلمات رسول الله (ص) آمده است (بالتعلم ارسلت)، (بعثت معلما)، (بعثت لا تمم مکارم الاخلاق) که این جملات بیانگر آن است که اسلام در زمینه تعلیم و تربیت دارای مکتبی ممتاز، مستقل با مبانی و اصولی مشخص و الهی است از جمله مبانی مطرح در مکتب تعلیم و تربیت اسلام اصل خدا محوری یا اخلاص، اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران،اصل توکل و اعتماد به نفس، اصل آیت بودن و نشانه شدن بسوی کمال مطلق، اصل مدارا و دوری از سخت گیری وتکلف، اصل عقلانی بودن نظام تعلیم و تربیت و اصل حاکمیت دادن به تعلیم و تربیت الهی می باشد. در مکتب تعلیم و تربیت اسلام فراگیری علم و دانش همراه با تهذیب و تربیت دینی هدف رسالت نبوی شمرده شده و برای تحصیل علم نه محدودیت زمانی دارد و نه مکانی و از نظر معلم مرز نمی شناسد چرا که علم و حکمت را گمشده مومن می داند که نزد هر کس بیابد آن را می گیرد.

در مکتب اسلام تمام افرادش باید معلم باشند و تمام افرادش متعلم، همه باید هم تحصیل کنند و هم تدریس نمایند و انسان ها را الهی تربیت کنند.

          جایگاه معلم در مکتب تعلیم و تربیت اسلامی:

         اسلام معلم را به عنوان پدر روحانی معرفی می کند و می گوید: (اب معلمک) یعنی یکی از پدران ثلاثه تو، معلمی است که به تو دانش می آموزد و بنابراین تمام حقوقی که درباره پدر و مادر رعایت می شود باید در حق معلم به صورت کامل تری رعایت گردد. نام معلم چنان با عظمت است که در جای جای متون اسلامی از او تجلیل به عمل آمده تا به آن حد که خداوند علیم خود را معلم خوانده و رسول الله (ص) فرموده اند: (انما بعثت معلما). امام خمینی (ره) فرموده اند: ( معلم اول، خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیاء و آیات وحیانی مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به عشق، دعوت می کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. به دنبال او انبیاء هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند و آنها هم شغلشان تعلیم است، معلمند، معلم بشرند، آنها هم شغلشان این است که مردم را تربیت کنند و انسان را تربیت کنند که از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد.

مقام معلم مقام والائی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده می شوند. چنانچه امام صادق (ع) فرموده اند: (ان العلما ورثه الانبیاء) یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند.

معلم شمع سوزان و فروزان هدایت است که نورش بر اساس حدیث مشهور (العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء) از منبع اصلی نور یعنی خدا دریافت داشته و برای نورافشانی قلوب و بینا نمودن آنها به منظور هدایت در طرح مستقیم و رسیدن به قرب الهی که مقصد نهائی انسان است تلاش می کند، معلم راهبر دلها به قله های کمال و سعادت است معلم به مثابه باغبانی دلسوزاست که بذر ایمان می افشاند و گل تقوا می پروراند.

جایگاه و شأن معلم و استاد تا بدان جاست که رسول الله (ص) در کلامی به امام علی (ع) فرموده اند:

( یا علی اگر یک فرد بوسیله تو و (بمدد الهی) طریق هدایت را باز یابد و به حق رهنمون گردد پر ارزش تر و بهتر از آن است که ما لک شتران سرخ موی فراوان باشی)

معلمین مایه ی حرکت و برکت جامعه هستند و امام امیر المومنین علی (ع) فرموده است: ( العلما باقون ما بقی الدهر اعیانهم مفقوده و امثالکم فی القلوب موجوده) دانشمندان تا پایان جهان زنده اند، شخص آنها در میان نیست اما آثارشان در قلبها موجود است و چنین است که علما به مقام شفاعیت می رسند)

رسول الله (ص) فرموده اند: (یشفع یوم القیامه الانبیاء ثم العلما، ثم الشهداء) روز قیامت نخست انبیاء شفاعت می کنند، سپس علما و بعد از آنها شهیدان، و چنین است که از خدا می ترسند و به مقام عالی خشیت می رسند، یعین تنها دانشمندانند که از خدا می ترسند و خشیت یعنی ترس از مسولیت توأم با درک عظمت مقام پروردگار و این حالت خشیت مولود سیر در آیات آفاقی و انفسی و آگاهی از علم و قدرت پرودگار و هدف آفرینش است. در نظام تعلیم و تربیت اسلام معلم مسؤل تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می آید و مسول تمام انسان هائی است که زیر دست او باید تربیت بشوند. معلم اگر خودسازی کند و تهذیب نفس نماید و حاکم برخود باشد افراد یک جامعه صالح و صالحه خواهند بود و اگر خدای ناخواسته معلم تربیت دینی نداشته باشد سبب انحراف نسلها و عصرها می گردد و جامعه ای را به خرابی می کشاند و همه سعادت ها و همه شقاوت ها از مدرسه هاست و کلیدش به دست معلم است و این موضوع حکایت گر جایگاه خطیر و بسیار مهم معلم و مربی است، امام باقر (ع) فرموده اند: (عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد)

رسالت معلمان و مربیان:

پس از نهاد خانه و خانواده که کانون پر مهر و محبت پدر و مادر است مدرسه مهم ترین مکان برای تعلیم و تربیت است جائی که محل بروز و ظهور رسالت خطیر معلمی است که اگر او معلمی کند راه انحراف بسته می شود و در زندانها مسدود می گردد. مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است که به ترتیب به طرح آنها می پردازیم.

1-دعوت به سوی خدا و تربیت الهی:

یکی ازاهداف عالیه در دعوت انبیاء که سر لوحه کار آنها محسوب می شود دعوت به خدا و تربیت مردم برای حرکت در مسیر کمال معبود است. خداوند متعال از زبان پیامبر اکرم (ص) می فرماید: (الا تعبدوا الا الله ) نخستین دعوت من این است که به جز خدای یگانه را نپرستید.

و معلم بایستی همه چیزش برای خدا باشد (اقراء باسم ربک الذی خلق) آموزشش برای خدا، تربیتش برای خدا، اعمالش برای خدا، نشستنش برای خدا، سکوتش برای خدا، با توجه به خداست که می شود تربیت الهی نمود.

2- دعوت به سوی نور و تربیت نورانی:

در قرآن کریم آمده است ( رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الی النور) یکی از اهداف عالیه در دعوت انبیاء اخراج مردم از ظلمات به سوی نور بوده است که با تلاوت آیات الهی آنها را از ظلمت های کفر، جهل، گناه و فساد اخلاق بیرون آورده به سوی نور ایمان و تقوی و سعادت هدایت می نماید.

رسالت معلم درجامعه همان رسالت خداوند است که فرموده است: ( الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور) یعنی

خدای تبارک و تعالی ولی مومنین است و آنها را از ظلمات به سوی نور خارج می کند. نقش سرپرستی، دلسوزی و خروج آگاهانه افراد از ظلمات به سوی نور به عهده معلم گذاشته شده است، معلم همانند انبیاء که معلم بشریت هستند، بشریت را معلمی می کند و چه بسا با تربیت نورانی یک نفر جهانی را متحول کند.

3-دعوت به سوی اصلاح جامعه و تربیت صالح:

در قرآن کریم آمده است (ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله) من جز اصلاح تا آنجا که توانائی دارم و توفیق من جز به خدا نیست. این شعار تربیتی همه ی انبیاء الهی بوده که توأم با عمل تربیتی آنها اسباب اصلاح در تفکر، اندیشه، اخلاق و نظامات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه را در همه ی ابعاد پدید آورده است. و رسالت معلمی نیز چنین است که با کسب توفیق الهی به اصلاح فرهنگ و تربیت فکر و مغزهای متفکر می پردازد تا تمامی عرصه های جامعه به سمت اصلاح حرکت نماید.

4-دعوت به پاکسازی و تربیت اخلاقی :

در قرآن کریم آمده است (فقولا قولا لینها لعله یتذکر او یخشی) این آیه اشاره لطیفی به این حقیقت است که رسالت انبیاء برای پاکسازی انسان ها و بازگرداندن طهارت فطری نخستین به آنها است. نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عطوفت انسانی است. هدف آن است که مردم جذب بشوند، متذکر شوند راه پیدا کنند. توقع اصلاح جامعه بدون اصلاح مربیان و معلمان آن جامعه توقعی بی جا و نارواست. لذا پاکسازی و خودسازی را هر کس باید خودش شروع کند و عقاید و اخلاق و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد آن وقت به اصلاح دیگران بپردازد. تربیت اخلاقی کند و احساس مسئولیت اخلاقی را در همه عرصه ها در متربیان رشد دهد و آنها را متعهد به جامعه اسلامی تحویل دهد.

5-دعوت به سوی علم و دانش و تربیت قرآنی :

در قرآن کریم آمده است (قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون) یعنی بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند، مهمترین دعوت انبیاء بسوی علم و دانش بوده به طوری که رسول الله (ص) فرموده اند: (بالتعلیم ارسلت) یعنی من برای تعلیم فرستاده شده ام و باید دانست علم در آیات قرآن به معنی داشتن یک سری اصطلاحات و الفاظ نیست بلکه منظوراز علم آن معرفت و آگاهی خاصی است که انسان را به اطاعت پروردگار و ترس و امید از خدا دعوت می کند. اگر در یک قلب تربیت شده این علم وارد بشود عطرش عالم را می گیرد و همه استعدادها در پرتو آن شکوفا می شود و جامعه به سوی اصلاح و کمال حرکت می نماید. و چنین علمی در پرتو تربیت قرآنی میسر می گردد تربیتی که نورعلم را در وجود انسان جلوه گر می سازد.

برآیند تربیت قرآنی این است که:

1-تربیت یافته گان با تقوا و خدا ترس باشند

2-تربیت یافته گان خادم اسلام و قرآن و مردم باشند.

3-تربیت یافته گان برنامه دار و هدفمند به سوی سعادت جامعه حرکت کنند.

4-تربیت یافته گان موجبات رشد و ارتقاء مقام انسانی را برای مردم فراهم کنند.

5-تربیت یافته گان نه خود و نه دیگران را بنده طاغوت نکنند.

6-تربیت یافته گان نیازهای زمانه و علوم

مربوط به آن را برای خدا فرا گیرند و بکاربندند.

ویژگی های یک معلم خوب:

با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی هائی که می تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد احصاء نموده ایم که به ترتیب عبارتند از:

1-اخلاص در نیت و عمل: ریشه اساسی اخلاص در نیت و عمل همان تصفیه و تزکیه و پالایش در ون باطن از همه ی آلودگی هاست.

2- تقید به عمل صالح: امام صادق (ع) می فرماید: (کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم)، امام صادق همچنین می فرمایند: اثر تعلیم معلم بدون عمل صالح را به بارانی تشبیه می کند که روی صخره می ریزد و بر روی آن می لغزد و تأثیری ندارد.

3-حسن خلق و فروتنی: امام صادق (ع) فرموده اند: (رأس العلم التواضع)

4-علو همت و عفت نفس: رسول الله فرموده اند: ( الفقها امناء الرسل)

5-عالم به مقتضیات زمان: بچه های ما در هر زمانی موافق آن زمان باید تربیت شوند.

6-توجه به مسولیت معلمی و احساس مسئولیت (احساس بعثت) در همه حالات و زمان ها.

7-ایجاد زمینه برای شکوفائی و رشد تفکر و تعقل و معنویت در متربیان.

منابع :

قرآن کریم

نهج الفصاحه

امام خمینی، روح الله، صحیفه نور، مجلدات 5 تا 17، چاپ موسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران

حجتی، محمدباقر، آداب تعلیم و تعلم در اسلام، چاپ امیرکبیر، تهران

رشیدپور،مجید،چگونه باید تربیت کرد،

تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان

شهیدی،سید جعفر، ترجمه نهج البلاغه، کلمات قصار امیر المومنین علی (ع)

طباطبائی،سید محمد حسین، تفسیر المیزان،

تهران، بنیاد علمی فرهنگی علامه طباطبائی، چاپ پنجم، 76

ظهیری، احمد تعلیم و تربیت از دیدگاه شهید ثانی و امام خمینی، چاپ قم

کلینی، یعقوب، اصول کافی، جلد یک، باب فضل علم، قم

مجلسی، محمدباقر، بحارالاوار، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، چاپ سوم

مطهری، مرتضی، 1378، تعلیم و تربیت در اسلام، چاپ صدرا، تهران .

مجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی، اثر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران

مکارم شیرازی، ناصر، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه

محمدی ری شهری، 1379، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، نشر دارالحدیث، قم، چاپ سوم.

منبع:نشریه کوثر،شماره 32

مقدمه :

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()

                                                

 

تعلیم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و از این روست که تعلیم و تعلم، سنت نیکوی آفرینش است. انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خود را در این گروه، در قالب واژه مقدس معلم ثبت کرده است. حیات انسان در گرو علم و عمل صالح است و علم و تربیت نیز در گرو وجود معلم است. اهمیت و رفعت جایگاه معلم در اسلام تا آنجاست که خداوند زمانی که دریچه روح حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را اولین بار به جهان بی پایان علم ابدی گشود و او را به کسوت رهبری بشر و نبوت مفتخر ساخت، برنامه اجتماعی او را به طور آشکار، خواندن علم و دانش تشکیل داد. این حقیقت نشان از اولویت دانش و معرفی خداوند به عنوان اولین معلم برای بشر است.
خداوند یکی از اهداف بعثت انبیا و معلمی دانسته و فرموده است: «اوست خداوندی که در میان ناآموختگان، پیامبری از میان خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به ایشان بیاموزند».
در این آیه شریفه، تزکیه و پاک ساختن اخلاق ناپسند انسان ها و آموزش کتاب و حکمت از اهداف بزرگ بعثت پیامبر دانسته شده است.
در فرهنگ قرآن، معلمی، کاری شگفت انگیز و معلم دارای مقامی والاست. گستره و شعاع کار معلم، از سطح کلاس و مدرسه فراتر است و جامعه و ملت و بلکه همه انسان ها را در برمی گیرد. چنان که تربیت و هدایت یک فرد با زنده کردن همه افراد بشر برابر است و گمراه ساختن یک فرد همانند نابود کردن تمام بشر است.

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط محمدحسین کریمی دستگردی | نظرات()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
صفحات جانبي
پيوند ها




قالب وبلاگ